تبليغاتX
گاه نوشت
گاه نوشت
اینجا گاهی فکری نوشته می شود
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
 

 

چه جوری میخوای از این کپک  نوار برداری ؟ و عصاره قاطی بودنش رو تست کنی ؟ آزمایش انگل ننویس به دردش نمیخوره، از این پلاستیک ها هم که شکل لوله س ...
بهشون میگن رگ اضافی ؟ هر مزخرفی که میگن مهم نیست تو تجویز نکن.

احمق تر از تو ندیدم ! گفتی درستو کجا خوندی ؟؟؟

حالمو بهم میزنی ....



پ.ن : قلبم حسابی کپک زده .
 


 

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385

 

فقط به قرص ضد تهوع اعتیاد دارم و جفت کردن لبه های شلوار به هم و گاهی گیر دادن به تمیزیه لباس زیر، همین . میدونم که تو همه چیز ها رو درباره من میدونی توی گوشم هم همش وز وز میکنی که آدم باش و من مجبورم بگم اینجا زنبور داره یا از کلماتی مثل آقا زنبوره کجایی استفاده کنم .


همیشه کارهای سخت سخت برای منه و وز وز کردن در گوش من که آدم باشم، برای تو . از وقتی بهت قول دادم  که روزی چهار ساعت فقط فقط به نقطه آبی ای که روی سیاهیه دیوارم کشیدی نگاه کنم، همه چیز رو آبی می بینم و وقتی صفحه کتاب هامو موشک کردم و پرت کردم بهش تو باز وز وز کردی، همیشه هم به تخت فلزی و دمپاییم گیر میدی و میگی آدم تو جاش جیش نمیکنه و همش وز وز میکنی که آدم باش !

اینجا بیشتر از اون چیزی که میگفتی بده، زنبور کوچولو !                       

 

 

سه شنبه دهم بهمن 1385

 

صلاحیت لحظه ها  را دار می زنم
انگار هر چه بیشتر پیش می روم، سریعتر تکثیر می شوند !!

 

پ .ن : بی انصاف ها  انگار از من جذر گرفتند ./