تبليغاتX
گاه نوشت
گاه نوشت
اینجا گاهی فکری نوشته می شود
شنبه بیست و نهم تیر 1387
 

 


دلیل واضحی ندارد توهم
بسیار هم تار و کدر است
هر چقدر هم پاکش کنی، هیچگاه واضح نمی شود

 



/
حتی جوهر ها هم که تمام شدند، تو بنویس
من حس می کنم
تمام اسرار بین خودمان می ماند ... یک ذره اش را هم قسمت نمیکنم

 

 

 


 


 

دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387
 

 

 

شاید اگه روی بادبادک طرح آسمون بکشی، دیگه دلش نخواد بره بالا ...

 

 

 

 

شنبه پانزدهم تیر 1387
 

 

 ... مشت کردم دستهامو
حدس می زنی
اما باز نمیکنم
نمیفهمی توی کدومشون گُله
شاید هیچوقت

 

پ.ن : هنوز هم در حال و هوای اینجام :    :)

عکس های زیبایی گرفتی رضا ...

 

 

 

یکشنبه نهم تیر 1387
شخصی

 

 

 

 

 

 بزرگتر که شدم

فهمیدم  

بالای اولین راه ـ کودکی ـ کوهنوردی من ارتفاعی هست

ارتفاعی که چند وقته دلم می خواست حسش کنم

 

 

عجیب بود این حس

همراه نقشه

و مسیری که نرفته بودیم

ممنونم از رضا موسوی برای تمام همراهی و انرژی خوب اش

و همراهی نینا و گونش عزیز در ابتدای مسیر

و پرنده هایی که موفق به خوردن ما نشدند !!