تبليغاتX
گاه نوشت
گاه نوشت
اینجا گاهی فکری نوشته می شود
یکشنبه یازدهم اسفند 1387

 

 

 

"من معتقدم که در واقع، حقیقت در ریاضیات، شیمی و در فلسفه وجود دارد. ولی در زندگی نه. در زندگی تخیل، توهم، امید و آرزو  انگیزه بیشتر چیزهاست. از این گذشته، خود ما می دانیم حقیقت چیست؟ اگر من به تو بگویم آن گوشه از پنجره روبرو آبی است،  حقیقت گفته ام ولی این حقیقتی نسبی و بنابراین نوعی دروغ است. چون آن گوشه پنجره همه آن نیست، پنجره در خانه ای است، در شهری، در محیطی فیزیکی. رنگ خاکستری آن دیوار سیمانی، آبی شفاف آسمان،  رگه های ابر و چیزهای پرشمار دیگری احاطه اش کرده اند و اگر من در نقل همه جزئیات مطلقا همه جزئیات کوتاهی کنم، دارم دروغ می گویم. ولی گفتن همه چیز حتی در مورد این پنجره، ذره کوچکی از واقعیت فیزیکی،  واقعیت فیزیکی ساده، غیر ممکن است. واقعیت نامتناهی است و از این گذشته سایه روشن های نامتناهی دارد  اگر من یکی از آنها را فراموش کنم دارم دروغ می گویم. حالا فقط یک لحظه به واقعیت موجودات انسانی فکر کن،  می بینی که ابعاد پیچیدگی ها و بغرنجی ها و گرایش ها و تناقض هایش تا کجا می رسد و به این اضافه کن تغییر پیوسته و بی وقفه آنها را ... "

 

درباره قهرمانان و گورها / ارنستو ساباتو